فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
341
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
ديدار مجدد از تهران تهران امروز با شتابى تبآلود از مغرب زمين پيروى مىكند . قسمتهاى كاملى را از ظواهر سبكها و مختصات و ادوار تاريخى مغرب زمين ، بدون در نظر گرفتن اينكه از چه كشورى آمده ، اخذ مىكند و با زندگى خود تناسب مىدهد . طرحريزى شهرها ، جادهسازى و ساختمان ، در حال حاضر سكنه را مجذوب خود كرده است . يكى دو ساختمان ، از ساختمانهاى جديد ، موجب سرافرازى معماران آنها شده است . يكى از آنها ساختمان جديد بانك شاهنشاهى ايران است كه نام آن به طرز زيبايى با حروف لاتين نوشته شده . اين بنا ثابت مىكند كه پيشهوران كنونى ايران ، هنگامى كه خوب راهنمايى شوند ، چقدر عالى كار مىكنند . با اينكه بناى مزبور بسيار خوب و زيباست بيننده نمىتواند اين انديشه را از خود دور كند كه اگر آن بنا در سرزمينى كه اين سبك معمارى از آنجا اقتباس شده بنا مىشد چقدر زيباتر مىنمود . بانك اصفهان نيز چنين است . اين بانك ساختمان جديدى دارد كه در ايران از ساير بناها متمايز مىباشد ؛ ولى در عين حال با محيط و اطراف و جوانب خود تناسبى ندارد . كاشيكارى نقش شير ايران در ساختمان اخير بوضوح نشان مىدهد كه اين صنعت در ايران تا چه پايه تنزل كرده است . بانك قديمى كه در سال گذشته بر آخرين پايههاى خود استوار بود ( به اصطلاح معمارى ) ممكن است اكنون كاملا از بين رفته باشد . ساختمان مزبور به هيچ وجه بناى كاملى نبود ؛ ولى كاشيكاريهاى آن زيبايى خاص شرقى به ميدان مىبخشيد ، ميدانى كه اكنون با سرعت ، صورت يك ميدان جديد در يك شهر جديد پيدا مىكند . انسان مىانديشد در ايران ، كشورى كه آفتاب در آن نمىتابد بلكه شعلهور مىشود و اغلب اشخاص در گرماى بعدازظهر